جملاتی از دکتر علی شریعتی
2وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دکتر علی شریعتی
3 دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است دکتر علی شریعتی
4 دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند دکتر علی شریعتی
5 چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است دکتر علی شریعتی
6 اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است دکتر علی شریعتی
7 وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم دکتر علی شریعتی
8 اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری دکتر علی شریعتی
9 به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد دکتر علی شریعتی
10 رقص اشکهایم را بر گونه هایم در اینه می نگرم و صدای عشق بازی باد را بر روی برگهای درخت حس می کنم و خدا را می خوانم دکتر علی شریعتی
11 کسی که خواب باشد را اگر صدا کنیم بیدار میشود اما هستند کسانی که خود را به خواب زده اند و با هیچ صدایی بیدار نمیشوند دکتر علی شریعتی
12 خداوندا!
به هر آنکس که دوست میداری،بیاموز
که عشق از زندگی کردن برتر است و
به هر آنکس که بیشتر دوست میداری،
بچشان که دوست داشتن ازعشق والاتراست . دکتر علی شریعتی
13 در بیکرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند:
آبی آسمان که میبینم و میدانم که نیست
و خدایی که نمیبینم ومیدانم که هست. دکتر علی شریعتی
14 مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم دکتر علی شریعتی
15 اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتنهای من است . دکتر علی شریعتی
16 درد من زندگی در برکه نیست.درد من زندگی با ماهیانی است که تا به حال به دریا نیندیشیده اند. در دنیایی که همه به دنبال چشمانی زیبا هستند تو به دنبال نگاهی زیبا باش
دکتر علی شریعتی
17 حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود.
افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند وبزرگترین دردش رابی آبی نامیدند . دکتر علی شریعتی
18 در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاد زیست دکتر علی شریعتی
19 از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خودشک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...! دکتر علی شریعتی
20 نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم
که از خاک گلويم سوتکي سازد،
گلويم سوتکي باشد،بدست کودکي گستاخو بازيگوش
و او يکريز و پي درپي
دم گرم و چموش خويش را بر گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،
بدين سان بشکند در من،
سکوت مرگبارم را......... دکتر علی شریعتی